الشيخ محمد تقي التستري ( مترجم : سيد علىمحمد موسوى جزايرى )

34

قضاء أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( قضاوتهاى امير المؤمنين ع ) ( فارسي )

كنايه از اين كه لازم بود شريح در اطراف قضيه ، تحقيق زيادترى نموده و به قضاوتى ظاهرى و پوشالى اكتفا نكند « 1 » . و مضمون اين خبر را عامه نيز نقل كرده‌اند ، چنانچه صاحب « مناقب » « 2 » از زمخشرى در « مستقصى » و ابن مهدى در « نزهة » از ابن سيرين آن را نقل كرده‌اند . آرى ، از اخبارى كه تا اينجا نقل گرديد معلوم شد كه آن حضرت - عليه السلام - هم مانند سليمان پيغمبر داورى نموده ( كه در آخر داستان سوم از فصل اول ذكر شد ) و هم مثل دانيال پيغمبر ( كه در داستان اول از فصل سوم نقل گرديد ) و در اين خبر نيز همچون داوود پيغمبر . و به همين جهت بوده كه پيامبر گرامى - صلّى اللّه عليه و آله - در اخبار زيادى آن حضرت - عليه السلام - را به پيامبران تشبيه كرده است ، و چه زيبا سروده شاعر پارسى زبان : « آنچه خوبان همه دارند تو تنها دارى » . 3 - حيله‌گرى با امير المؤمنين ! ( 1 ) هنگامى كه رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - از مكّه به مدينه هجرت نمود ، امير المؤمنين - عليه السلام - را در مكّه وكيل و نايب خود گرداند ، تا آن حضرت امانتها و سپرده‌هايى را كه مردم نزد پيامبر داشتند به صاحبانشان رد نموده ، آنگاه به مدينه رود . در آن روزهايى كه على - عليه السلام - امانتها را به مردم تحويل مىداد ، حنظلة بن ابى سفيان ، عمير بن وائل ثقفى را تطميع نمود تا نزد آن حضرت رفته و هشتاد مثقال طلا از او مطالبه كند ، و به وى گفت : اگر على از تو گواه بخواهد ما گروه قريش براى تو شهادت خواهيم داد ، و صد مثقال طلا به عنوان پاداش به وى داد كه از جملهء آنها گردن‌بندى بود كه به تنهايى سيزده مثقال طلا وزن داشت .

--> ( 1 ) - كنايات جرجانى ، ص 97 . ( 2 ) - مناقب سروى ، ج 1 ، ص 506 ، قضاياه - عليه السلام - فى خلافته .